آیت الله حائری شیرازی
خانه / قرآنی / گلچین بیانات / چرا “ایمان به غیب” شرط استفاده از قرآن است؟
چرا “ایمان به غیب” شرط استفاده از قرآن است؟

چرا “ایمان به غیب” شرط استفاده از قرآن است؟

ایمان به غیب، مقدمه ی نماز است، چون قران می گوید: «الذین یومنون بالغیب و یقیمون الصلوه». این ایمان به غیب چیست و نقش نماز در آن کدام است؟

در مقابل ایمان به غیب، ایمان به شهود است. «شهود» یعنی آنچه را که انسان در حال حاضر می بیند و درک می کند. انسان در عالم طبیعت، مثل یک گیاه در گلدان است. اگر ایمانش محدود به داخل گلدان باشد، طبعاً احساس تنگنا در این گلدان نمی کند، بلکه احساس رضایت و کفایت می کند. اگر به این نتیجه رسید که حیاتی بالاتر از این حیات وجود دارد، این ایمان به غیبی که نمی بیند اما باور دارد، محرک او می شود برای رسیدن به حقیقت بالاتر و آنچه باید باشد.

انسانی که دلش می خواهد همین که هست باشد، اختلاف سطحی بین «باید باشد» و «هست» چون وجود ندارد، حرکتی هم در کار نیست.

اگر بین دو سر سیم برق از جهت برق، اختلاف فشاری وجود نداشته باشد، جریان برق متوقف می شود. مثلاً اختلاف بین دو سر سیم ۱۱۰ ولت است یا ۲۲۰ ولت است، هرچه این اختلاف بیشتر باشد، قدرت این برق بیشتر است.

چیزی که از بلندی به سمت پایین حرکت می کند، هرچه این اختلاف سطح بیشتر باشد، سرعت و شدت حرکت بیشتر می شود.

در حرکت انسانی هم همینطور است. هرچه اختلاف سطح بین «چه باید باشد» و «چه هست» بیشتر باشد، میزان فعالیت، قدرت، استقامت، مقاومت و قابلیت انسان بیشتر است. کسی که «آنچه هستِ» خودش را بزرگتر از می بیند و «آنچه باید باشد» را کوچک می بیند، فاصله ی بین این دو کم می شود، سرعت حرکت هم کم می شود. حتی انسان هایی که فکر می کنند بهتر از آن هستند که باید باشند، طبیعتاً رو به عقب به سمت ضایع شدن می روند.

ایمان به غیب یعنی وجود چنین خلائی در زندگی که انسان احساس کند بیش از آنچه هست جا برای رشد است. عالمی بزرگتر از این عالم و حیاتی بالاتر از این زندگی، وجود دارد. این اساس تحرک است.

۳ دیدگاه برای “چرا “ایمان به غیب” شرط استفاده از قرآن است؟”

  1. و . ب

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام
    امید دارم که این متن مستقیما توسط حضرت آیت الله حائری شیرازی که حقیقتا دیدگاهی متفاوت و روشن دارند مطالعه شود پس متن را خطاب به ایشان مینویسم.
    مسئله ای را مطح فرموده اید که مدتی است ذهن مرا درگیر خود کرده است. حاصل تفکرات خود را مطرح میکنم تا اگر درست است باعث هدایت شود و اگر نادرست است به رسیدن به حقیقت کمک نماید.
    بحث درمورد ترتیب سوره های قرآن را کنار میگذارم و مستقیما این موضوع را مطرح میکنم که قرآن با سوره حمد شروع میشود که حمد نامه ای برای آغاز مطالعه است و بهترین آغازی است که میتوان در نظر گرفت. پس از آن سوره بقره آغاز میشود به این صورت: -ترجمه<> در اینجا لا ریب فیه به کتاب باز میگردد پس انشاالله منظور این است که قطعا این کتاب دقیق و بدون گمراهی است ولی هر کسی را هدایت نمیکند و فقط متقین را هدایت میکند. البته این برداشتی کورکورانه است چرا که درمورد عدم هدایت چیزی گفته نشده است و فقط گفته است که قرآن چه کسانی را هدایت میکند. ولی هر کسی که قرآن را به قصد هدایت شدن مطالعه نموده باشد میداند که هدایت قرآن بر پایه مواردی پذیرفته شده است و به همین دلیل افرادی میتوانند منطق آن را نادیده گرفته و گمراه شوند در واقع منطق قرآن علاوه بر ذهنی ساختاری و حقیقت جو نیازمند دلی روشن نیز میباشد که مهر بر آن گذاشته نشده باشد. پس قرآن چه کسی را هدایت میکند؟ متقین چه کسانی هستند؟ من در اینجا دو نتیجه را مطرح میکنم:
    ۱) کسانی که به جهان غیب ایمان دارند نماز را بر پا میدارند و انفاق میکنند. سپس در ایه بعد گفته شده است و<> پس میتوان نتیجه گرفت که این یک راه میان بر برای هدایت شدن بوسیله قرآن است چرا که کسانی که مجددا تکرار شده است. در واقع یا باید با سه شرط اول دل را به سوی حقایق قرآن باز نمود و یا باید از مسیر دوم دل را آماد درک حقایق کرد این راه دوم چیست؟ <> در واقع اگر کسی یقین داشته باشد که قرآن از سوی خداوند نازل شده است(مانند بسیاری از کسانی که در خانواده های مسلمان متولد میشوند) بصورت خود به خودی قابلیت هدایت شدن توسط قرآن را خواهند داشت (که البته این هدایت شدن به دستیابی به پله های تقوی که در آیه پیشین آمده منجر خواهد شد). و در اینجا شرط دیگری نیز هست که ایمان به جهان آخرت میباشد که در ادامه درمورد آن توضیح میدهم. سپس گفته میشود که این افراد هدایت یافته اند – عجیب است که چرا گفته نشده است این افراد هدایت خواهند شد! در واقع کسی که به این ویژگی ها دست یابد بر کشتی قرآن نشسته است و در صراط مستقیم حرکت میکند. البته توضیحی دیگر نیز وجود دارد که در ادامه بیان میکنم
    حال دیدگاه دوم:
    ۲) ممکن است این دو آیه در ادامه یکدیگر باشند. در این صورت باید گفت که شرایط رسیدن به هدایت از طریق قرآن پله پله است و این پله ها به این شرح میباشد:(۱) ایمان به غیب – منظور از غیب چیست؟ شاید بتوان گفت ایمان به غیب ایمان به وجود نادانسته ها و در واقع ایمان به ماورا است. حال ممکن است این ماورا و غیب در مسیری نادرست باشد شاید بتوان گفت مشرکان زمان پیامبر نیز به وجود غیب ایمان داشته اند(هر چند که در مسیری نادرست بوده اند). اگر کسی تلاش نموده باشد تا مفاهیم قران را با یک مادی گرا(که امروزه چندان هم افرادی نایاب نیستند) به بحث بگذارد به اهمیت این پله اول رسیده است. این افراد به شکل فلج کننده ای از درک پایه ای ترین مفاهیم قرآن عاجزند و بحث با آنها(بلاتشبیه) مانند تدریس آمار به کسی است که ریاضیات را به کل قبول ندارد. (البته ممکن است منظور ایمان به غیب حقیقی بوده باشد) (۲) پله دوم بر پا داشتن نماز است. درواقع در این مرحله فرد باید نماز بخواند. ممکن است فرد در این مرحله دقیقا نداند که در حال انجام چه کاری است؛ درک عمیقی نسبت به مفاهیم نداشته باشد و صرفا در مقابل خدا نماز را بر پا دارد. اگر کسی با ادعا و غرور به قرآن مراجعه نماید ممکن است به مفاهیمی دست پیدا نماید ولی تجربه نشان داده است که بازدهی درک مفاهیم در حالت خشوع بهتر است (افتادگی آموز اگر طالب فیضی هرگز نخورد آب زمینی که بلند است) و یکی از کاربردهای نماز میتواند افزایش خشوع باشد. (۳) شاید بتوان گفت از این مرحله به بعد گامهای حساس تری به سوی تقوی برداشته میشود چرا که گام سوم انفاق است… بنده حقیر از درک این موضوع عاجز هستم که چرا انفاق بر درک معانی قران موثر است ولی احساس میکنم که علاوه بر دل کندن از دنیا فرایند سطح بالاتری نیز در این امر دخیل است.
    از توضیح پله های بعد میگذرم ولی باید گفت که پس از گذر از این پله ها شخص به هدایت دست یافته است و به همین دلیل است که گفته شده است این افراد هدایت شده اند (بجای اینکه گفته شود هدایت خواهند شد).
    بحث هایی طولانی تر در این مورد وجود دارد ولی شایسته نیست که در اینجا مطرح کنم چرا که تا همینجا هم متن از عرف دیدگاه طولانی تر شده و به یک مقاله تبدیل شده است. به هر حال از اینکه پا از گلیم خود بیرون گذاشتم عذر خواهی میکنم.
    موفق باشید

  2. مسلم

    با سلام و عرض ادب
    ایمان به چه چیزهایی تعلق میگیرد ؟، آیا صرف همین ایمان به غیب انسان را مؤمن بار می آورد؟ یا به همین محدود میشود.

  3. محمد کاظم رحیمی

    سلام و رحمه الله
    بسیار عالی بود