آیت الله حائری شیرازی

مطالب منتشر شده در دسته ی "خاطرات"

شکنجه‌گر ساواک از مریدانم شد!

شکنجه‌گر ساواک از مریدانم شد!

خدا ما را از یک‌سو حساب‌شده تحت‌فشار قرار می‌داد و از سویی دست ما را می‌گرفت تا از درون پوچ نشویم. یک‌بار که مرا به شکنجه‌گاه بردند ...

» ادامه مطلب
اگر من کسالتی پیدا کردم مرا خدمت «آقا» ببرید تا ایشان دعا کنند!

اگر من کسالتی پیدا کردم مرا خدمت «آقا» ببرید تا ایشان دعا کنند!

آیت‌الله سید محمد فقیه: ایشان (آیت الله حائری شیرازی) از همان زمان، طلبه‌ای کوشا و فعال و جستجوگر بود. کتاب‌های خارجی را زیاد مطالعه ...

» ادامه مطلب
من حتی یک جلد کتاب هم ندارم!

من حتی یک جلد کتاب هم ندارم!

من وقتی هم که طلبه بودم، باز هم کتاب نمی‌خریدم و نگه نمی‌داشتم. الآن در حقیقت کتابی ندارم!! شما می‌دانید که تنها ثروتی که از روحانیون ...

» ادامه مطلب
تف بر این نانی که ما می خوریم!

تف بر این نانی که ما می خوریم!

آیت الله حائری شیرازی نیز در مورد دوران زندان و بازداشت این‌طور می‌فرمایند: «خدا ما را از یک‌سو حساب‌شده تحت‌فشار قرار می‌داد و از ...

» ادامه مطلب
امام خمینی از امام زمان (عج) برایم امان گرفتند!

امام خمینی از امام زمان (عج) برایم امان گرفتند!

در سنه ی 1352 یا 1354 روزی در زندان چشم‌هایم را بسته بودند و دوره بازجویی طولانی داشتم که در  آن روزهای خاص شبی حالم خیلی سخت بود. مجلسی را ...

» ادامه مطلب
آقای دولابی وقت زیادی صرف من می کرد

آقای دولابی وقت زیادی صرف من می کرد

آقای دولابی برای من برنامه های زیادی گذاشت و وقت زیادی صرف من کرد و من را همراه خودش به دامان طبیعت می برد و با من صحبت می کرد، وقتی هم که در ...

» ادامه مطلب
عبدالحسین! فردا شب مهمان ما هستی!

عبدالحسین! فردا شب مهمان ما هستی!

من درست قبل از رسیدن به سن بلوغ ، روزی می خواستم بروم تصدیق ششم ابتدایی را بگیرم. پیش پدرم رفتم تا پولی از ایشان بگیرم ، آن روز پدرم با من ...

» ادامه مطلب