آیت الله حائری شیرازی
خانه / اخلاقی، عرفانی / نقدی بر مخالفین فلسفه و عرفان
نقدی بر مخالفین فلسفه و عرفان

نقدی بر مخالفین فلسفه و عرفان

یکی از مسائل اساسی در اسلام، عرفان اسلام است. وقتی کسی بگوید: «عرفان یک مسأله انحرافی است»، خوب، چه­ طور می­شود؟ به تمام معارف اسلامی به دیده­ی شکّ و تردید نگاه می­کند.

قرآنی آمده است تا انسان را در مسیر عرفان با آن محتوایی که دارد قرار دهد آن وقت کسی بیاید و از آن چیزی بسازد که گویا عرفان را منع می­کند، تفقه را منع می­کند، تهذیب نفس را منع می­کند، خودسازی را منع می­کند و سیر و سلوک را ممنوع می­کند و همه این­ها را به عنوان مبتدعات تلقّی می­کند. خوب، این چه می­شود؟

چرا بعضی­ها این حرف­ها را می­زنند؟

به نظر من همه ­اش به خاطر این است که فردی بر چیزی محیط نیست و آن وقت منکرش می­شود: «الناس اعداء ما جهلوا» آقا، مگر من قسم خورده­ام که هر چیزی من فهمیدم اسلام است و هر چیزی من نفهمیدم اسلام نیست؟ اگر چیزهایی با عقل جور در نیامد، باید بگویم این­ها خارج اسلام است؟ آیا چنین برخوردی درست است؟

مگر من آن­قدر بر مسائل اسلام محیط هستم که هر چه من نتوانستم محیط بر آن بشوم، بگویم دیگر این از اسلام نیست و بدعت است، کفر است؟ اینجاست که این هم می­شود زنجیر و بر دست و پای اولاً صاحبان این افکار و بعد هم کسانی که به دام آن بیفتند. این هم چیزی است که انسان را از حرکت باز می­دارد.

بعضی­ها این حرف­ها را روی تقوا، ورع و احتیاط زده­اند. خوب، باشد، امّا خلاصه و نتیجه­اش این می­شود که به اسلام شما بدبین می­شوند و اسلام ناقص و زشت جلوه می­کند.

چنان­چه ما به عالم اعلام کردیم که اسلام عرفان ندارد، بعد از ما نمی­پرسند که پس اسلام چه دارد؟

اسلامی که عقل ندارد، فلسفه ندارد، عرفان ندارد، سیر و سلوک ندارد، عشق ندارد، شوق ندارد، پس چه چیزی دارد؟ ته قضیه چه می­ماند؟

اگر اسلام این­ها را ندارد- چنان که می­گویی ندارد- این اسلام را در بازار بگذار، آیا کسی به یک دینار می­خرد؟

۵ دیدگاه برای “نقدی بر مخالفین فلسفه و عرفان”

  1. مخالف فلسفه و عرفان

    مخالفان عرفان و فلسفه دو دسته اند:
    عده ای که مطلق میگویند اسلام فلسفه و عرفان ندارد که جواب قائلین این نظر همان است که ایت الله داده اند.
    عده ای میگویند البته اسلام فلسفه و عرفان دارد، ولی این فلسفه و عرفان موجود به اسلام ربطی ندارد، دلیل شان هم این است که معارف تکلیفی (رساله های عملیه)با اجتهاد مصطلح از منابع استخراج میشود و لازم است که در مورد عرفان و فلسفه نیز چنین اجتهادی به شیوه فقهای سلف ( که حجیت در استناد به شارع را مدنظر داشتند ) صورت گیرد، زیرا معصوم هم در عرفان و اخلاق بیان دارد وهم در اعتقادات و هستی شناسی، چرا نقل را در اخلاق و اعتقاد از نظر دادن منع کنیم. به نظر می رسد حرف این عده درست باشد و تا به حال نقد منصفانه ای دیده نشده.

  2. قادر رموک

    بارک الله

  3. قادر رموک

    کلام شما کاملا قبوله اجرک عندالله

  4. قادر رموک

    کلام شما کاملا قبوله اجرا عندالله