O?U?O? O�U�U�U� O�O�O�O�U? O?U?O�O�O?U?
خانه / مقالات و نوشته ها / اهمیت فلاحت در فراغت

اهمیت فلاحت در فراغت

 اگر قبول کنیم خداوند حکیم است پذیرفته ایم که او کار بیهوده نمی کند و اگر بپذیریم که خداوند حکیم است باید قبول کنیم از راه سیستم گذاری مدیریت میکند نه از راه تصمیمات لحظه ای و موردی مثل مدیران ضعیف و  بی برنامه که بجای اینکه صد سال آینده را ببینند صد روز و صد ساعت را هم ندیده اند و همیشه محکوم اتفاقات پیش بینی نشده اند و به پریشانی و پشیمانی و هر روز به نوعی و هر ساعت بگونه ای تصمیم می گیرند و بالاخره هم خود خسته میشوند و هم زیر مجموعه آنها و بالاخره بار را زمین میگذارند . خداوند در قرآن کریم درآیه الکرسی میفرماید «  وسع کرسیه السموات والارض و لا یؤده حفظهما و هو العلی و العظیم » میز حکمرانی او آسمان و زمین را فرا گرفته است و اداره این مجموعه عظیم او را خسته نمیکند و «‌ علی العظیم » اوست او در مدیریت روش دارد  سیستم دارد  از راه سیستم گذاری حکمت خود را پیاده می کند در باریدن باران اگر مورد بمورد به باد فرمان دهد در این بیابان ببار بر آن جنگل نبار یعنی در جنگلی که موجودات زنده از درخت و چرنده و پرنده هستند و نیاز فراوانی به باران دارند کمتر ببارد و در بیابان که نه مسکونی است و نه درختی نه حیوان بسیاری است فراوان ببارد چه خواهد شد ؟ این آب زیاد نه فرو رفتنی است چون کانال آب رسانی به اعماق زمین ، ریشه های درختانند و یا لااقل بو ته های چند ساله حال اگر زمین مثل کاسه است و از همه طرف بالا آمده دریاچه فصلی بوجود میآید و آنقدر می ماند تا آب تبخیر شود و زمین مدتی باتلاقی و بعد شوره زار گردد و اگر زمین شیب دار است آب روان شود و خاک بی پناه را در خود حل کند زیرا پناهگاه خاک ریشه و شاخ و برگ درختان است درختی که برگ ریزان ندارد خاک حتی از ضربه خوردن با قطرات باران در امان است و اگر درخت بزرگ و تنومند باشد بوسیله شاخه های زیاد ضربات بسیاری از قطرات باران را میگیرد ولی بقیه کار را ریشه های موئین درخت انجام میدهند که تمام خاک را در پناه خود می گیرند و از اسیر شدن بوسیله آب روان حفظ میکنند بلکه آب را اسیر میکنند و به اعماق زمین میبرند و در منابع زیر زمینی برای مصرف تابستان خود اندوخته می کنند پس اگر باران در بیابان فراوان ببارد مخرب است اما در هر باغ و جنگل که ببارد نه تنها مخرب نیست که سرمایه و اندوخته ای برای آینده است حال اگر خداوند بخواهد با  چوبِ سیل بندگان خود را ادب کند حکیمانه است که بصورت موردی باران فراوان دراراضی بیابانی ببارد و خانه ها و مزارع را ویران کند و نمونه ای از جهنم آخرت را در دنیا نشان دهد تا خلق باور کنند عالم صاحبی دارد اما اگر تنبیه و مجازاتی در کار نباشد حکمت اقتضا میکند هر جا ظرفیت نگهداری بیشتر است بیشتر ببارد هر جا ظرفیت کمتر است کمتر ببارد ظرفیت نگهداری آب بیشتر کجاست همانجا که خاک در آب حل نمی شود همانجا که هراندازه آب باشد در منابع زیر زمینی گنجایش ذخیره شدن آن است همانجا بعداً نیروی ثقل و سنگینی آب حرکت کند و از زیر زمین خارج شود و در دسترس بهره بردار قرار گیرد و رودخانه های همه فصلی را بوجود آورد ارتفاعات بهترین جا هستند . و باریدن به صورت برف بهترین شکل آن است زیرا بدلیل حجم زیاد و وزن کم ضربه ای به محل وارد شدن خود نمی زند و بدلیل جامد بودن روان نمی شود و در قله ها و شیارها با مقدار بسیار زیاد نگهداری میشود در فصل گرما که درختان تشنه می شوند برف آب شده بصورت چشمه ها و رودخانه ها در دسترس قرار میگیرد یا در منابع زیر زمینی اندوخته میشود و بوسیله قنات به زمین های زیر دست سوار می شود اما اگر بصورت باران نازل شود هر جا پوشیده از درختان و بوته ها باشد باران نه  سیل آور است و نه خاک فرسا زیرا درختان و بته ها هم از تخریب خاک و هم از روان شدن آب جلوگیری میکنند حال هر چه پوشش گیاهی فراوان تر باشد خطر تخریب و روان شدن خاک کمتر است هر چه کمتر زمین پوشیده شده باشد خطر بیشتر است آب گل آلود حاصل از فرسایش خاک و روان شدن آب از هر زمینی که عبور کند اگر شیب دار باشد خاک را همراه     می برد و غلیظ تر می شود و اگر سراشیب نباشد خاک رسوب می کند و تمام منافذ خاک را می پوشاند و از نفوذ آب بداخل خاک و تغذیه شدن چاهها جلوگیری می کند و اگر این سیلاب وارد رودخانه شود در محل کم شیب ته نشین شده کشش رودخانه را کم میکند چون در این مقطع هم سرعت آب کم است و هم مرتباً بر سطح خاک افزوده میشود و آب از جدار رودخانه وارد آبادی میشود خاکی که با چند ساعت سیل در مقطع بدون شیب رودخانه جمع میشود با چندین سال خاکبرداری قابل جابجا شدن نیست این خاک زراعی صدها کیلومتر مربع زمین زارعی است که از میان رفته و بصورت گل و لای راه خروج آب را بسته است و اگر این سیلاب وارد دریاچه های پشت سد ها شوند ظرفیت رسمی دریاچه را بسرعت کاهش میدهد . بطوریکه با کمترین میزان بارندگی پشت سد پر میشود و سر ریز میکند .

        پس خداوند حکیم بصورت استثنائی در بیابان و زمین شیب دار بدون پوشش گیاهی برای نمایش قدرت و تنبیه غافل و ارشاد جاهل باران فراوان در یک مقطع کوتاه می باراند اما بصورت قاعده و قانونمند به تناسب ظرفیت محل ریزش باران و امکان ذخیره سازی آن باران باریده شود خواه این منطقه کافر نشین و خواه مسلمان نشین باشد ثروت هم چنین است آنکه ثروت در دست او عامل مخرب خود و دیگران میشود مثل بیابان است چه کافر چه مسلمان و آنکه ثروت و قدرت در دست او به خدمت تبدیل میشود مثل اراضی پوشیده از درخت و بوته هاست که باران به امر خیر ذخیره سازی برای وقت نیاز و مورد نیازمند مصرف میشود و قانوناً جامعه مسلمان باید ثروت و قدرت را در جهت خدمت بکار برد اما اگر چنین نشود قاعده اقتضا میکند باندازه ظرفیت و خدمت رسانی آن جامعه متنعم از نعمت قدرت و ثروت شود و اگر استثنائاً جامعه و یا فرد مخرب صاحب قدرت و ثروت شود مثل باران فراوان در بیابان و مناطق بدون درختان و پوشش گیاهی است هدف قدرت نمائی برای تنبیه غافل و ارشاد جاهل از طریق ضرباتی که از این قدرتمند جاهل و یا ثروتمند طاغی بر انسانها وارد میشود عیناً مثل سیل وضع استثنائی و موردی دارد .

        و گفته شد حکیم سیستم گذاری میکند نه مورد به مورد فرمان میدهد خداوند در رابطه با اراضی مشجر و ابر حامل باران سیستم گذاری میکند هر جا ابر با رطوبت بیشتر حاصل از تعریق درختان و پوشش گیاهی بر خورد کند زود به حد اشباع میرسد و بیشتر به باران مبدل میشود و حال این وضعیت چه از راه تعریق درختان و چه از راه عوامل شیمیائی حاصل شود ابر باران زا میشود چه محیط کفرستان باشد چه محیط مرکز مسلمانان باشد . از این رو در دعاهای نماز باران میخوانیم خداوندا !‌ باران نافع ، ملایم ، بی سرو صدا ، نافذ در زمین ، بالا برنده آب چاهها و پر آب کننده چشمه ها ، بدون سیل و تخریب ، بدون صاعقه ، بدون سرمای سوزنده و تگرگ گزنده .

        چون دعا کننده میداند درخواست باران فراوان در منطقه بیابانی درخواست فاجعه است با قیود فراوان در خواست خود را تکمیل میکند نزول باران با نماز باران و یا دعای باران هیچ جای شگفتی نیست و بسیار همراه با حکمت است چون حکیم مایل است اعلام کند امور در مشت اوست و هر زمان و هر لحظه اراده کند همه چیز به اختیار است چه راهی برای اعلام این اطلاع رسانی بهتر از نماز و دعای باران است اما این باران آمدن در سیستم اجابت دعاست این سیستم مبنا دارد و تعریف شده است و در جای خود مؤثر بوده و خواهد بود .

        اما قاعده باران متناسب با ظرفیت سازی است این ظرفیت سازی متناسب با درختان با عمر طولاتی است گیاهان و بوته هائی که عمر یکساله دارند پیش از آنکه تولید کننده باران باشند صرفاً مصرف کننده اند و آب منابع زیر زمینی بایستی بمصرف آنها برسد و تأثیر چندانی بر افزایش نزولات جوی و یا افزایش ظرفیت ذخیره سازی ندارند .

        بوته های طویل العمر مثل درختان ، ریشه های عمیق دارند و عمل آب رسانی به مخازن را انجام میدهند پس زدن و قطع درختان از ظرفیت ذخیره سازی میکاهد و طبعاً از میزان نزولات جوی کاسته میشود ممانعت از ایجاد جنگل بدلیل پروانه چَرا بیش از همه بضرر عشایر است زیرا با کاهش جنگل کاهش ظرفیت ذخیره سازی محیط پیش میآید و باران علی القاعده به تناسب ظرفیت زمین می بارد و صورت های دیگر نزولات جوی استثنائی است با کاهش نزولات جوی مرتع فقیر شده و احشام گرسنه می مانند در حالیکه با تبدلیل هر قسمت از اراضی به درختان طویل العمر و ذخیره سازی آب ، بخش هائی از زمین که بصورت مرتع مانده است غنی تر شده زمینه سیری احشام را فراهم میآورد ما اگر با دعای باران و نماز باران مطالبه باران کنیم کار حقی است اما موردی و استثنائی ولی اگر باران فراوان و همیشگی میخواهیم باید ظرفیت سازی کنیم زمین ظرفیت باران های پیوسته و یک هفته و ده روزه را داشته باشد نماز باران و دعای باران برای این کار کافی نیست باید پیشگیری از قطع اشجار و سوزاندن بوته های چند ساله و تغییر کاربری زمین از جنگل و باغ حتی به کشاورزی و حتی گندم کاری جلوگیری کرد حال اگر کسانی در کوهپایه ها گندم و جو میکاشتند و احساس حق و میراث کهن میکنند آنها نمی توانند بگویند چون پدران ما اینگونه کشاورزی میکردند ما هم بروش آنها عمل می کنیم .

        امام صادق علیه السلام وارد خانه یکی از اصحاب شد دید خانه بسیار کوچک است به او گفت تو که وضعت خوب است چرا در خانه کوچک زندگی میکنی ؟ گفت پدرم هم بهمین وضع بود حضرت فرمود « اذا کان ابوک احمق فانت احمق » .

        اگر پدران تخریب منابع طبیعی تحت عنوان کشاورزی و یا حتی احیاء موات میکردند و اگر درگذشته از دید علماء اسلام مجاز بود حال که مشخص شده این کار موجب کاهش ظرفیت ذخیره سازی و مالاً کاهش نزولات جوی و افزاش فرسایش خاک و کاهش ظرفیت رودخانه ها و دریاچه های پشت سدها  و تبدیل خاک زراعی به رسوابات پشت سدها و یا پر شدن بستر رودخانه ها که خیلی زود زمینه ساز سیل است به دو دلیل ۱ )  اصل رسوب و ۲ ) محل رسوب .  چون رسوب تنها در  محلی صورت میگیرد که سرعت حرکت آب از همه جا ها کمتر است بدلیل کندی حرکت آب میزان ظرفیت و کشش رودخانه در این نقطه از همه جا کمتر است زیرا ظرفیت و کشش حاصل ضرب وسعت محل در سرعت حرکت است وقتی سرعت به یکصدم برسد اگر چه وسعت منطقه ده برابر باشد میزان کشش یکدهم است وقتی رسوبات یکدفعه در این منطقه رسوب میکند بدو دلیل دیگر کشش بصورت تصاعدی کاهش مییابد . ۱ ) افزایش رسوب و کم شدن ظرفیت ۲‌) بالا آمدن بستر و کم شدن هر چه بیشتر سرعت . وقتی این عوامل دست بدست هم میدهد یک باران مختصر سیل آفرین میشود .

        پس به کسانیکه نسلاً بعد نسل در کوهپایه ها گندم و جو دیم و آبی میکاشتند بایستی بدلیل سبق تصرف حقی برایشان قائل شد و بدلیل ضرورت تغییر کاربری تداوم حق سبق را برای آنان مشروط به پذیرش تغییرکاربری نمود در پروانه چرا هم چاره ای نیست که برای ظرفیت سازی جهت افزایش نزولات جوی و بستر سازی برای افزایش آب های زیر زمینی تداوم حق مشروط به پذیرش تغییر کاربری است خود شان درخت دیم و آبی در زمین مورد ادعایشان  بکارند و اراضی را به جنگل و باغ تبدیل کنند و یا قرار داد با شرکت یا مؤسسات منعقد کنند که بخشی از باغ حاصل به جبران حق سبق و یا پروانه چرا متعلق به خودشان باشد و چه بسا بتوانند در بخشی از منطقه با کشت علوفه نیاز های دامی خود را تأمین کنند و مسئله تأمین آب در مقابل حق سبق آنها قرار گیرد . کشور ما اگر بتواند صد میلیون هکتار جنگل صد سال قبل را دوباره باز آفرینی کند ظرفیت سازی در خور آب های تحت الارضی خود را انجام داده و کشور را نجات داده است حال آیا این یکصد میلیون هکتار از کجا و چگونه باید به درختان تبدیل شوند آیا دولت میتواند با غرس درختان بلوط یا کنار یا بادام یا سرو ، کاج و گز و سایر درختان کم بازده دست به چنین کاری بزند آیا سیستم دولتی که در طرح حرم تا حرم خود را نشان داده دوباره بایستی آزمایش شود ؟

        پس اگر این کار از طریق سیستم دولتی امکان پذیر نیست و شهردار ها هم نمی توانند نه هزینه احداث و خطرناکتراز آن هزینه نگهداری را متحمل شوند .

        پس بعد از دولت نوبت میرسد به بخش خصوصی آیا میتوان تحت عنوان طرح طوبی به هر فرد چند هکتار از اراضی موات و غیره داد که احیاء کنند این کار هم تجربه شده است زیرا یک نفر یک چاه یک تلمبه یک سیستم آب رسانی لازم دارد مجموع هزینه احداث چاه و نصب تلمبه و سیستم آب رسانی تحت فشار نه با موجودی اشخاص عادی هماهنگ است نه باتسهیلات بانکی کارساز  است زیرا سیستم بانکی با سودی که مطالبه میکند و دیر کردی را که مؤاخذه مینمایند طرح را پیش از موعد به شکست میرساند اگر مواردی توانسته باشند از طریق سیستم بانکی یا با دارائی موجود خود باغی را احداث نمایند استثناء است و قاعده نیست قاعده ورشکست شدن طرح ها و تعطیل شدن برنامه هاست .

        راه سوم واگذاری به مؤسساتی است که توانسته اند اعتماد سازی کنند هم در انتخاب گونه ها و هم در نگهداری باغات و هم در سود آوری سرمایه گذاری ها کسانیکه توانسته باشند چند میلیارد سرمایه مردم را در زمان کوتاهی دو برابر کنند اینها می توانند زمینه مشارکت مردم را در سرمایه گذاری در تبدیل بیابان به باغ فراهم آورند و هزینه نگهداری نیز از مردم بگیرند منتهی بشرط اینکه ارزش افزوده باغ چند برابر افزایش یافته باشد . این اعتماد سازی امکان میدهد که میلیاردها تومان پول پراکنده مردم در امر خیر مشجر نمودن اراضی اطراف رودخانه در اولویت اول و اراضی کوه پایه ها در اولویت دوم و اراضی بیابانی اطراف شهرها در مرحله سوم اهمیت قرار گیرد .

        دیدیم همین باغ ها حتی در سالهای اولیه احداث خود از روان شدن آب جلوگیری مینمایند چون گوده های اشجار به قسمی تهیه میشود که اجازه ورود آب را میدهد اما تا ارتفاع آب از حد معینی بالاتر نرود اجازه خروج آب را نمیدهد این کار و تراس بندی ارتفاعات همه از محل فروش باغ ها بدست می آید .

       مؤسسه علاوه بر تراس بندی کوه پایه های اطراف باغات میتواند سرمایه گذاری در تأسیس کارخانه ها و ایجاد اشتغال نماید .

        تنها از راه چنین مؤسساتی است که میتوان امیدوار بود بخشی از بیابان ها به باغ تبدیل شده و زمینه توسعه ظرفیت سازی را برای نزولات جوی و انتقال باران به منابع زیر زمینی و افزایش آب چاهها و جلوگیری از فرار کشاورزان از روستا به شهر را فراهم آورد .

        در حالیکه مردم عادی یک چاه و یک تلمبه را برای احداث یک باغ و نگهداری آن مصرف میکنند . بعنوان یک نمونه از کار شده و یک نمونه از کاری که میتواند بشود دو مورد را مطرح میکنم :

۱ ) نمونه انجام شده در جوار ارتفاعات مشرف بر شهر شیراز دشتی بنام دشت کوه بوده است که بدلیل عدم دسترسی به آب بصورت صحرای سنگ و بیابانی معطل مانده بود و در کنار بعضی از ارتفاعات مجاور آن سال های پر باران از انگور دیم کاشته شده بهره ای میگرفته اند .

        آب شمال و شمال غرب شیراز معمولاً در جنوب و جنوب شرقی و بسمت دریاچه مهارلو در حرکت است و سطح آب بحدی بالاست که نفوذ پذیری چاههای فاضل آب گرفتار مشکل میشود و دولت برای انتقال آب به دریاچه طرح چندین میلیارد تومانی داشته است .

        یک مؤسسه با اعلام آمادگی برای فروش باغ های دو هزار متری از متقاضیان مبلغی جزئی گرفته و با آن انتقال آب ها را به دشت پشت کوه نموده است . اکنون هزار و شصت باغ بوجود آمده سالانه از محصول مرغوب آن صاحبان باغ ها استفاده می کنند و مشکل آب های مزاحم بدلیل خشکسالی و بدلیل خروج آب به خارج از حوزه شهر شیراز حل شده است . و باغها بیش از بیست برابر قیمت خریداری شده ارزش یافته است و علاوه بر فوائد فوق محل استراحت و رفع خستگی برای صاحبان شاغل و محل کار و رفع بیکاری برای صاحبان بازنشسته گردیده است و مهمتر از این فوائد ، فایده اکسیژن دهی و تصفیه هوای شهر شیراز است این دشت که قبلاً به هزار و شصت باغ تبدیل شده از نظر هوائی تا مرکز آلوده ترین هوای شهر ، بیش از دو سه کیلومتر فاصله ندارد و هیچ هزینه ای این فضای سبز نه برای احداث و نه برای نگهداری به بودجه عمومی تحمیل نکرده است .

نمونه دوم که میتواند انجام شود :

        بین شهر تهران بزرگ و شهر قم و شهر ورامین دشت بلا استفاده ای است که بدلیل نبود آب، خشک و بی حاصل مانده است و در جنوب تهران بزرگ که ارتفاع زمین از همه قسمت کمتر است در سالهای پر باران سطح آب های تحت الارضی بقدری بالاست که علاوه بر مزاحمت چاههای فاضل آب پایه های ساختمان ها را نیز تهدید میکند حال اگر طرح باغ های دشت کوه در تهران اجراء شود بجای هزار و شصت باغ بیش از ده هزار تا صد هزار باغ احداث میشود و بیش از ده هزار تا صد هزار خانواده از خستگی و خفگی برج، ساعات و روزهائی را برای هوا خوری، رفع خستگی و رفع بیکاری و یا اشتغال بکار فلاحت و یا تولیدات جنبی دیگر بهره مند میشوند هزاران هکتار فضای سبز هوای تهران را تصفیه میکند و هیچ گونه هزینه احداث و هزینه نگهداری هم به بودجه عمومی تحمیل نمیکند .

        و مردم نیز از شر آب های مزاحم راحت میشوند پولی که برای این باغها هزینه میشود نیاز دولت را برای پرداخت بهره بیست درصد بانکی جهت جلوگیری از هجوم پول بسمت تولیدات کارخانجات بر طرف میشود و بسیاری اوقات مزاحم که به مسئله سازی و دعوا و فشار روحی مصرف میشود بکار مفید تبدیل میگردد  پول مضر ، آب مضر ، وقت مضر ، انسان مضر ، هوای مضر ، باران مضر به امور مفید تبدیل میشود ظرفیت سازی برای نزولات جوی موجب افزایش بارانهای نافع میگردد آب و هوا و خاک همه اصلاح میشود و از تحمیل هزینه پیشگیری میگردد .

                انرژی متراکم زمین همین گندم و جو و ذرت و برنج نیست که بعنوان محصولات استراتژیک در راه خود کفائی در آن سیر می کنیم ما اشتباه می کنیم که گندم و جو را از درخت استراتژیک تر میدانیم آیا زایش ابرها و آزاد سازی انرژی بارانی آنها بوسیله گندم و جو کشاورزی انجام میگیرد یا درختان ؟آیا مانع فرسایش خاک و مانع شدن از تبدیل خاک به روان آبِ رنگین بوسیله گندم و جو صورت میگیرد یا درختان ؟ این روان آب رنگین که از هر سرزمینی گذشت چاه آن ناحیه را خشک می کند بدلیل آنکه رسوبات همراه آب تمام منافذ و راههای آب به قعر زمین را می بندد و سهمیه آب چاهها بوسیله کانالها روانه تالاب ها و دریاچه های نمک میشود یا موجب تخریب خانه ها و جاده ها میگردد . کشاورزی که با برداشت بیش از حد از آب چاهها هر ساله موجب پائین تر رفتن سطح چاهها میشود تا اصل منبع از میان برود  تخریب منابع طبیعی میکند یا آنکه درخت میکارد ؟

       شما در شیراز از باغ های قصرالدشت گرفته و غیره ، بیست و هفت هزار هکتار باغ مردمی نه دولتی داشته اید که همه تبدیل به ساختمان و شهر شده است تمام چاههائی که به وسیله آن بیست و هفت هزار هکتار باغ تغذیه میشد خشکیده است و شما مجوز گرفته اید از صندوق بین المللی پول . پول با بهره قرض کنید و بتدریج از پول نفت بپردازند و از صد کیلومتری شهر آب را به شیراز بیاورید زیرا تپه و ماهورهای متعدد اطراف شهر را خداشناسان کارنشناس و کارشناسان خدانشناس از تبدیل شدن به فضای سبز مردمی مانع شده اند .

        اگر آن روز که استهبانی ها جنگل انجیر دیم را در تپه و ماهورهای آنجا ایجاد کردند اعضاء ستاد حفاظت از منابع طبیعی حضور داشتند آیا استهبانی ها موفق به تبدیل کردن یک هکتار از تپه و ماهورها به جنگل انجیر میشدند ؟ هرگز ؛ زیرا جناب آقای رضوی رئیس سازمان کشاورزی استان گفت : از بچه های منابع طبیعی پرسیدم اگر شما جای آنها بودید اجازه میدادید گفتند : نه . چرا نه ؛ فقط و فقط حفظ اکوسیستم . مبادا اکو سیستم تغییر پیدا کند که توسعه پایدار به خطر خواهد افتاد . عجب توسعه پایداری را وعده میدهند با بیابان ماندن تمام عرصه های اطراف شهرها نعمت باران اگر چه با کمک نماز باران باریده باشد به بلای سیل تبدیل خواهد شد .

        وقتی مستعصم آخرین خلیفه عباسی را میخواستند از میان ببرند مسئله آسمان به زمین آمدن و هلاکت همگانی شایع شده بود ترسیدند و دست نگهداشتند  بزرگی گفت ایشان را در نمد نمائید و مالش دهید و سر بالا کنید تا زمانیکه آسمان پائین نیامده ادامه دهید اینکه در تاریخ آمده که به وسیله مالش در نمد بحیات آخرین این سلسله پایان داده شد به این دلیل بود .

        اینکه عرض میکنم جریان ترس از فرود آمدن آسمان با براندازی مستعصم ، امروزه هم اگر بیشتر از آن روز نباشد کمتر نیست و چاره ای جز نمد مال کردن و در عمل توهّم براندازی را برانداختن نیست .

        فلاحت در فراغت به دنبال آن است که اگر تپه و ماهورها تبدیل به باغ شهرها شوند آسمان زمین نمی آید و چاهها آب دارتر شده و سیل ها کمتر شده و اوقات فراغت که مثل آب های راکد که محل نشو و نمای پشه آنوفل و پدیده بیماری مالاریاست و با جنگ با معلول یعنی مداوای بیماری مالاریائی به جائی نمیتوان رسید و بایستی با تلاقها خشکانده شود .

        اوقات فراغت هم اساس فسادهای اقتصادی ، فرهنگی ، سیاسی ، اجتماعی است . هر چه برای جنگ با محصولات فراغت خرج شود جنگ با معلول است باید به جنگ با علت رفت باید باتلاقهای فراغت را خشکاند . باید مستعصم را نمد مالی کرد باید نشان داد وقتی فردی باغ شهر دو هزار متری داشت از راه آن به جای رشوه و فساد میتواند چند میلیون درآمد حلال مثل این آقای « حاج بابا چوپانی » از راه کار در باغ شهر بدست آورد .

        آنچه در جلسه شورای محیط زیست از زبان یکی از اعضاء بیان شده عیناً معادل مطالبی است که رئیس محیط زیست درباره تولید برنج ترا ریخته و دیگران گفته اند .

        اینک عین درد نامه آقای نوبخت «‌ صفحه ۹ گزارش پژوهش اقتصادی مرکز تحقیقات استراتژیک[۱] که در تاریخ ۵/۶/۸۵ برای اینجانب ارسال گردیده است خدمتتان تقدیم می گردد :

        « اصولاً یکی از ویژگی های استکبار و جهان غرب جلوگیری از دستیابی جهان سوم و کشورهای مسلمان به فناوری های پیشرفته نظیر بیوتکنولوژی و نانوتکنولوژی هستند . معمولاً این کشورها بلافاصله پس از دستیابی به یک فناوری پیشرفته خودشان در مورد استفاده صحیح ، مسئولانه و محیط زیست دوستانه از آن فناوری ابراز تردید و در مورد آن تشکیک می کنند . گروه های به ظاهر غیر دولتی نیز بهترین ابزار برای تحقق این هدف هستند . به تدریج و به ظاهر تحت فشار این قبیل گروه ها و برای نشان دادن درجه تمکین و توجه کشورهایی نظیر آمریکا به افکار عمومی و گروه های غیر دولتی بنای مذاکرات بین المللی و تدوین استانداردهای بسیار بالا گذاشته می شود . معمولاً در این گونه مذاکرات بین المللی نمایندگان دولت های جهان سوم که از فقر مطلق فنی و دانش رنج می برند به خیال خود در جهت مقابله با آمریکا و محدود ساختن او ، به نفع استانداردهای هر چه سخت گیرانه تر رأی می دهند و در نهایت جهانی می ماند که در آن تنها کشورهای بسیار پیشرفته و همانهایی که قبلاً به این فناوری دست یافته اند ،     باقی می مانند . پس از آن ، هر کشوری که بخواهد به این فناوری دست یابد مورد تعرض و تهاجم قرار می گیرد . متأسفانه در کشور ما ایران نیز دیپلماسی وزارت خارجه ( در همه ادوار )  بدون شناخت منافع ملی و با یک فرمول ساده {{ هر چه آمریکا در ظاهر گفت با آن مخالفت کن }} همسو با آمریکا قرار گرفته و در جهت تصویب سختگیرانه ترین مقررات بین المللی ایمنی زیستی جانانه جنگیده و کوچکترین وقعی به نظرات تخصصی پژوهشگران این مرز و بوم نگذاشته است . ( ریشه یابی نقش اداره کل امور سازمان های تخصصی و بین المللی وزارت امور خارجه در عقب ماندگی کشور از ابعاد فناوری ، بدلیل اهمیت موضوع ، فرصتی مستقل را طلب می کند ) . البته رئیس سابق سازمان محیط زیست نیز گوی سبقت را از NGO  های غربی ربود و باصراحت تمام و به طور رسمی اعلام کرد که اثرات سوء ژن مورد استفاده در تولید برنج ترا ریخته ایرانی در کنفرانس ها و سمینارهای مختلف به بحث گذاشته شده و به اثبات رسیده است ؟!! و بنابراین خواستار توقف تولید برنج ترا ریخته شد . البته بعدها معلوم شد که این ادعا کاملاً بی مبنا بوده و توسط مشاور ایشان خانم دکتر مهناز مظاهری اسدی تهیه شده بود . به هر حال    بر خلاف ادعای خانم دکتر ابتکار مطالعات ایمنی زیستی برنج ترا ریخته ایرانی به حدی درخشان بوده و استاندارد به کار رفته در این فناوری در حدی قانع کننده بوده است که حتی یک معارض بین المللی و خارجی نیز به خود اجازه نداده است تا برنج ترا ریخته ایرانی را از این منظر مورد انتقاد و ایراد قرار دهد . بیش از ۱۴ سال مطالعات ایمنی زیستی در مورد برنج ترا ریخته که برخی از نتایج آن در بهترین و معتبرترین مجلات علمی پژوهشی بین المللی و داخلی منتشر شده اند به حدی اطمینان بخش بود که نمایندگان وقت مجلس شورای اسلامی ، وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشکی ، وزیر جهاد کشاورزی و بیش از ۲۰۰۰ نفر از رؤسای
دانشکده های کشاورزی و منابع طبیعی و مؤسسات پژوهشی و اساتید و کارشناسان دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی و پژوهشی سراسر کشور به طور یکپارچه به رئیس جمهور وقت شکایت برده و از شک و تردیدهای ایجاد شده ابراز نگرانی کردند و هشدار دادند که آن قبیل تردیدها می تواند کشورمان را دراین فناوری حداقل
۱۰-۲۰ سال به عقب بیندازد . در نهایت برنج ترا ریخته ایرانی توسط نمایندگان ۳ انجمن علمی کشور ( به عنوان متخصصین بی طرف و مستقل و نمایندگان جامعه علمی کشور ) به مدت ۹ ماه مورد مطالعه دقیق قرار گرفته و در نهایت طی گزارشی رسمی اعلام شد که هیچ گونه شواهدی مبنی بر وجود خطر احتمالی در مورد رها سازی و مصرف آن از نظر بهداشتی و زیست محیطی به دست نیامد . » غیر از مسئله اکو سیستم گران شدن باغ هاست دلیل اصلی گرانی کمبود عرضه و تشدید تقاضاست در بازارهای دنیا سرمایه داران احتکار میکنند تا عرضه کم و تقاضا فاحش و قیمت سرسام آور بالا رود .

والسلام
محی الدین حائری

دیدگاه شما!!